تبليغاتX
آیدا مرادی - شعرواره 11
دست نوشته ها
در فریادهای شبانگاهم

عطر اشک های کودکیم را می جویم.

و سحرگاهان

زلالی مردمکهایم را

تا شاید

نگاهی تسکینم دهد.

در حجم های سفید کاغذ غوطه ورم

در هیچ

نفسی را می جویم

ناله ای بر میخیزد

و من پرسانم.

بی من چگونه جاری شوم؟

در سیاهی چشمانم می خندی

دهانت عاری است از حقیقت.

نیرنگ زمان را می آموزی

پنهان می شوی

در نقطه های کاغذم.

ناله ای بر میخیزد

ومن پرسانم.

چشمهایت را باز کن.

ببین چگونه هنوز ایستاده ام

با نگاهی تهی از واژه.....

+ نوشته شده در  88/02/27ساعت 21:44  توسط آیدا مرادی  |