سپیدی چشمانت خیره اند.
گوش سپرده ای به صدای برخورد زبان و دندان.
از قانون جاذبه ی نیوتن سخن می گویند
و درختی که کفر می گوید
عاری از گناه.
سر می جنبانی.
سبد در دستهای حیرانم خالی.
این منم که آهسته می بارم.
+
نوشته شده در
87/07/20ساعت 12:55  توسط آیدا مرادی
|