تبليغاتX
آیدا مرادی
دست نوشته ها
چوپانم شو

به اندازه ی همه ی تنهاییم بنواز

تا شادمان شوم

از دیدن چاقو در مسلخ.

تا که در دهانت

دوباره زنده شوم و زیر دندان هایت

سر دهم فریاد شعف دوباره زیستن را.....

+ نوشته شده در  87/03/23ساعت 23:25  توسط آیدا مرادی  | 

غصه هایم را پشت پلک هایم  پنهان می کنم

و قصه هایم را در کاغذ بادبادک کودکی.

صدایم را به حنجره ی کلاغی می بخشم

تا در بزم شبانه ات سرمست شاید

گوش سپاری به نوایش

و لحظه ای دنیا را بنگری.

+ نوشته شده در  87/03/05ساعت 0:27  توسط آیدا مرادی  |