در آغوش آسمان دود گرفته
پیراهنم را فرشته کرده ام
تا زخم زیستن را
عریان از من تسکین دهم.
لحظه ای بیاسایم.
پیراهنم را فرشته کرده ام
شاید چنگ اندازد بر دامان خدا
و من ابلیس دیگری شوم
گداخته در آتش دوزخ.
از چه رو حیرانی؟
سرخی اندامم از تازیانه نیست
شاید نسیم خونابه چیده است از درخت انار
پیراهنم را فرشته کرده ام.....
ایدا
۲۸/۱/۸۷